در جایی که هَمه زغال فروش شده اَند و دیگران را سیـــاه میکنَند بیا کَمی از مد
افتاده باشیم !!!!
سپید بِِمانیمـ…..
اَگه یه زن تــــــــــــــو رو اونقدر دوستـ داشته باشه که از آرزوهــــاش به خاطرت بگذره ، از خدا یه عمر تازه بخواه….
یه عــــــمر واسه خوشبَخت کردنش خیـــــــلی کَمه!
بی گناه پــــــای چوبه دارمیخندید، انگارنمیدانست دوره ضرب المثــــــل هاتمام شـــده ……
بـــــــهــــــــار و اینهمه دلتنگی؟
نَـــه،
شاید فرشتهای فصلها را به اشتباه
ورق زده باشــــد
دَرد دارد. وقتی میرَود…..و همه می گویند: دوستَت نَداشت….و تــــــــو نمیتوانــی به هَمه ثابِت کنی هرشب با عاشــــــــقانه هایش خوابـــت می کرد…
امیدوارم آنقدر خوبــــــــــــ باشیم و زیبا زندگی کنیم که وقتی از خـــط پایان زندگی می گذریم کسی دستـ نزند…
چَند روزیست سیــــــــــگارهم دلـــــم را میزَند…
میلی ندارم بِِِِهشــ …اما…
بــــی انصافیست آنطور ک مرا ترکـــــ کردند..ترکــشـ کنم…
برچسب:
نویسنده: یوسف باقریان